دل من مثل یه دیوار شکسته خرا به تو ی طوفان نگاهت
تو جنگ نا برابر با دل من منم مغلوب چشمای سیاهت
دوست دارم
شا نه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای باتو بودن دوست دارم
من و تو
من جسمم توروح من من کشتی تو نوح من من خلقم تو خالقی
گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو می شکنه
گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه
آره شکستن تقدیر ماست
خیلی دو ست دارم عزیزم
تو رو خدا یه نظر بده منتظرم
می نویسم آخرین نوشته من
تنها ترینم تو این دنیای بی
مهری
عاشق ترینم تو این دنیای سنگی
*******
خدا یا نکردم در این دنیا گناهی فقط کردم به چشمانش نگاهی
اگر دارد نگاه من گناهی عذابم بده هر چه قدر که خواهی
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هرکه شود عاشقشان
من در این سن جوانی ز جهان سیر شده ام صورتم گرچه جوان است ولی پیر شده ام
حتی ذره ای هم مرا دوست ندارد آخر چرا چرا و چرا
عزیزم که حالا دارید این متن رو می خونید می دو نم ازم بدتون می یاد ولی به خدا دست خودم نبود
من هم فهمیدم که مشکل شما سن من نیست شما با خود من مشکل دارید کلا از قیافه نحس من بدتون می یاد البته حقم دارید
تورو خدا اگه دیگه منو ندیدید حلالم کنید
خدا حافظ ای عشق عزیزم خداحافظ ای زندگی
اگه یه کم فکر کنی می بینی که زندگی ارزش زنده بودن رو نداره
اگه یه کم بیشتر فکر کنی می بینی که زندگی ارزش مردن رو هم نداره
اگه بیشتر فکرکنی می بینی که مردن و زنده بودن ارزش فکرکردن رو نداره
اما همیشه یادت باشه چیزی که امروزداری شاید آزوی دیروزت بوده و شاید آرزوی فردات باشه
پس همیشه سعی کن قدر چیزی که امروز داری بدونی
دوست دارم
من دوست دارم به قدری پاک باشم که خود را به بودن آلوده نکنم.
فقط به خاطر تو تو ای تازه ترین نغمه عشق. خیلی دوستت دارم
عشق مثل . . .
به نظر من عشق مثل روحه همه از وجودش اطلاع دارند ولی کمتر کسی می تو نه اونو ببینه. . .
آه ای خدا چه روزگار غریبی است
من تو ررا می گویم و تو را در خود یافتم
من تو را می گویم حس غریبی است
آه ای خدا چه روزگار غریبی است
روزگار غریبی است نازنین
باران می بارد
دستانم جهت پنجره را جستجو می کنند
به پنجره می چسبانمشان
کاش کسی به باران یاد می داد
چگونه از دل شیشه ها عبور کند
چرا. . .
پاییز خمیازه می کشد
و زمین بوی دلتنگی می دهد
آسمان تکرار می شود
و من در اندیشه ام که چرا کسی
حس پاییزی مرا نمی فهمد (آخر چرا M عزیزم )
می دانی تا کی دوستت دارم . . .
می خواهم ده شاخه گل رز برات بخرم
نه تاش طبیعی و یکیش مصنوعی
و دوستت دارم تا موقعی که آخرین گل پژمرده شد!!!
مدتی بود که حوصله نوشتن نداشتم ولی دو باره تصمیم گرفتم بنویسم
بنویسم برای کسی که دوسش دارم و به خاطر عشق اونه که زنده ام آری برای تو می نویسم M:M
ابتدا یکی از شعرهایی که برام نوشته بو د رو می نویسم یه شعر بیست بیست
گیرم این فردا و فرداهای فرداهم گذشت تا کدامین روز باید فکر فردا ها نشست
حاصل عمرت چه باشد در تـرازوی زمان باید از امروز بار روز فردا ببست. توپ بید
اگر. . .
اگر معلم فیزیک بودم تو را مانند گلی در فرمول عشق جا می دادم
اگر معلم شیمی بودم باتو با عنصر ناشناخته زندگی را می ساختم
اگر معلم زبان بودم عاشقانه میگفنم I love you
اما افسوس که هیچکدام نیستم پس با زبان ساده می گویم دوستت دارم
شعر زیر واسه یکی از ترانه های سروشه که خیلی غمگین و باحاله
عاشق نبودی تو من عاشق بوم در قبلگاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم کاش ای هوس بازم با تو نمی ماندم
روزی که می گفتی من با تو می مانم روزی که دانستی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت بستی به رنجیرم بازنده من بودم این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو هردم ز چشمانت خواندم کلامی رو
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم گفتم که می میرم گفتی که می دانم
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم
دوستت دارم
رو آیـیـنه نوشتم دوســــــــت دارم آیینه شکست ولی تو باور نکردی
رو سنگ نوشتم دوســــــــت دارم سنگ خورد شد ولی تو باور نکردی
رو در یــا نوشتم دوســــــــت دارم دریا خشک شد ولی تو باور نکردی
رو سنگ قبرم نوشتم دوست دارم اون وقت بود که تو باور کردی
پای سگ بوسید مجنون خلق پرسید این چه بود ؟ گفت این سگ گاه گاه کوی لیلی رفته بود. . .
بیا کز دوریت حالی نـــــــدارم
زعین و شین و قافت بی قــــــرارم
به قرآنی که آیش بی شماره
به اون شاهی که تیغش ذوالفقاره
سر از بالین عشــق تو برندارم
که تا دین محــــمد(ص) بـــرقــــراره
اگه دستای تو دستــامو نگیرد
چنـــان افتد که دیگــــر بر نخــــیـزد
یه قلب پیر پر از امید با شوق تو منتظره
با گوشه های چار قدش اشکاشو پنهون میکنه
اما نگاش غصه هاشو از دور نمایون می کنه
منتظره پرســــــتو ها خبر بیارن از گلــــــش
اما نمی دونه اونام خبر ندارن از گلش
اون گـــــــــــــــــل ســـــرخ تو تــــــاریکی
ســـــتاره شـــد شــــــبو شکـســــت
اما هنوز فصل بهار با صد هزار تا خاطره
یه قـــــلــــــــــب پیر پر از امید با شوق تو منتظره
I love you
نظر یادتون نره
با سلام به همه شما دو ستان عزیز:
بهتره اولین متنمو به این صورت شروع کنم:
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت مارا غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست
نه در لحظه که اقبال شکست
شاید بشه گفت در مورد ما این طوریه.
این دوبیت واسه یکی از ترانه های افشینه که اولش بدون آهنگ می خونه.چیز قشنگیه:
حالا که رفتنیم با کوله بار خاطره
نمی خوام حتی بیای یه لحظه پشت پنجره
این روزا راه من و تو عزیزم جدا شده
سهم من از عشق تو گریه بی صداشده
به نظر من که واقعا محشره ! ! ! مگه نه؟
اینم یه عکس توپ. . .
فعلا تا دفعه بعد بای و لی نظر یادتون نره لطفا. . .